پیک نیک
سلام به عزیز دلم






دیروز ظهر بابا که اومدنهار خوردیم و حساب های سر کارو انجام دادکه زود بخوابه.![]()
چون می خواست ماروببره پیک نییییییییییییییییک
پارک تاب تاب عباسی
منم کارام رو انجام دادم شما هم یه یک ساعتی خوابیدی .بیدار که شدی یه کم از سروکول من بالا رفتی کارتون خودت رو دیدی منم نزدیکای ساعت شش آماده شدم شمارم آماده کردم بعد رفتیم سراغ بابا جون وبیدارش کردیم .
یکم قاقالیلی برداشتیم ورفتیم.
این اولین پیکنیک سه نفره ما بود .چون همیشه دسته جمعی به گردش میریم.
کلی سرسره بازی هم کردی ،من از بالای سرسره ولت می کردم پایین که میرسیدی بابا می گرفتت.
خیلی خوب بود .بعداز سرسره وتاب رفتیم یه جا زیر انداز انداختیم و نشستیم.
شما که همش می خواستی چمن هاروبکنی.برگ ها روبخوری .
نشستم غذات رو قشنگ خوردی .
وسه تایی توپ بازی کردیم .
بعد پیاده روی کردیم .شما هم کلی دوست داشتی همش تو کالسکه می خواستی بلند بشی .خیلی بامزه شده بودی .ساعت هشت هم برگشتیم چون بابا شب کاره وباید یکمی بخوابه .
دوست دارم گلم خیلی خیلی 
اینم عکسای دختر گلمون ![]()

اینم توپی که گفته بودم خاله مریم واست خریده






پیک نیک
