دختر بامزه من

سلامگلکم 
قربونت برم دیگه داره ده ماهت هم به پایان میرسه .چقدر زود می گذره .هرروز هم داری کارا ورفتارهای تازه ای انجام می دی.یاد گرفتی فوت می کنی .دالی بازی می کنی ،بای بای می کنی ،خوابت هم که کمتر شده ونمی زاری به کارهام برسم فسقل خانم.
باباهرروز که از سر کار می یاد میره حمام ،دیروز که ازسرکاراومد تو پذیرایی بودیم ،دیدیم در حمام روبازکردی ،روبه بابا دستت رو تکون می دی که بابا بیاد برین حمام،وای خیلی جالب بود کلی خندمون گرفت.![]()
دیروز دیدم وقتی میخوای چهاردست وپا بیای زانوهاتو از زمین بلند می کنی وکف دست وپات روزمینه حرکت می کنی .مامانی سختت نیست!؟

دیروز نشسته بودم رو مبل وشما هم پایین پام بودی سرت آروم خوردبه مبل ،نگاهت کردم خندیدم وگفتم وای سر دخترم وبوسش کردم .شماهم دیگه دست بردارنبودی،خوشت اومده بودوهی سرت آروم میزدی به مبل که بوسش کنم .بعد میخندیدی.یه یک ربعی سرکاربودم.
دیروز دوست خاله پریسا مژده جون ودخترخالش سحرشام اومدن خونمون.پری ومنا هم اومدن.از صبح در تدارک بودم .
باباهم با عمو علی وپسرش محمد ساعت دوازده شب رفتن سمت سمنان شکار، الان که ساعت سه اومدن.

الان چند ماهه منتظرم اولین دندونات دربیان لثه هات متورمه ولی تا الان که خبری نیست امروز که نگاه میکردم ، قشنگ تا بالای لثه هات سفید شده ان.
مامان بزرگ هم اومده خونمون .شما هم خوابیدی.
یه عالمه بوس واسه خوشگلترین دختر




دختر بامزه من
