تولد باباجونم

پدرها همیشه و در همه حال تنها قهرمانان فرزندان خود هستند ....
پدر یعنی تپش در قلب خانه
پدر یعنی تسلط بر زمانه
... پدر احساس خوب تکیه بر کوه
پدر یعنی تسلی بخش اندوه .....
![]()
دیروز هم روز ولادت حضرت علی بود هم روز پدر.
دیروز92/3/3روز تولد بابامهران جون هم بود.
میدونی عزیزم بودن کنار باباجون واسه من آرامشه .چون وجودش سرشار از محبت ودلگرمیست.
چون باباجون نمونه یه همسر فدارکار ویک پدر مهربون دلسوز وزحمتکشه
خیلی دوستش دارم وبودنش برام همه چیزه نفسم ،هستیم ،زندگیم

![]()
واسه هر کسی پدرش بهترین بابای دنیاست میدونم واسه شماهم همین طورخواهد بود.
![]()
دیروز جمعه صبح که بیدار شدم شما هنوز خواب بودی .
بابا گفت تا شما خوابی من هم برم واسه بابا بزرگ یه هدیه بخرم .روز قبل با خاله مریم رفتم الماس شرق واسه بابا مهران هدیه خریدم اما واسه بابابزرگ نشد چیزی بگیرم.
منم زود آماده شدم وبامامان بزرگ وخاله منا قرارگذاشتیم ورفتیم ،کلی گشتیم ومن واسه بابا بزرگ یه شلوار خریدم ،واسه بابامهران هم خریییییییییییدم.![]()
وقتی برگشتم شما حسابی بهانه گیری کرده بودی .
وقتی برگشتم تا منودیدی تو بغل بابایی آروم وقرار نداشتی ،حسابی بابایی رو اذیت کرده بودی.
چون تولد بابایی بود تصمیم گرفته بودم همگی بریم بیرون وجشن خودمونی بگیریم.![]()
ساعت6آرابیرا کردیم
وراه افتادیم وبعدازاینکه یه کیک خریدیم
رفتیم به سمت فشم رستوران پدیده قصران.
همه بودن خاله مریم وعمومحمد،آقا برسام
مامان بزرگ وخاله منا پریسا ولی خاله محدثه چون امتحانات دانشگاه شروع شده بود جاش حسابی خالی بود.
شما وآقا برسام هم حسابی وروجک بازی درآوردین.
شما یابغل من بودی یا باباجون،عمومحمدم که دنبال آقابرسام .
خلاصه که تا ساعت 8 اونجا بودیم وبرگشتنه همگی رفتیم خونه مامان بزرگ تا هدیه بابابزرگ بدیم .
ساعت 10 هم برگشتیم خونمون.

اینجا منتظریم خاله منا وپریساومامان بزرگ بیان منم ازت عکس گرفتم![]()

اینجا باباجون شمع های کیک روفوت میکنه یه جا هم شما باپا رفتی توکیک!

این دوتاعکس هم مال چهارشنبه گذشته(سه روز پیش)که رفتیم ددر





تولد باباجونم
