ملورینملورین، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره
ملورینملورین، تا این لحظه: 3 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

*مادرانه*حس مادرنوشتنش سخت است!*

ملورین وسپهر

سلام به دختر خوشگل مامان وبابا عزیزم امروز هم صبح ساعت هفت ونیم بیدار شدی.توی تخت طبق معمول کلی بازی وشیطنت کردی.منم کمی به کارام رسیدم آخه قرار بود دوست مامان خاله الهه بیاد. بردمت حمام که خیلی دوست داری .بعد هم صبحونه خوردی. خاله الهه هم نزدیکهای ساعت نه باپسملی طلاش که الان نزدیک دوماهشه آقا سپهر اومد.شماهم که ازاول تاآخر حواست به سپهر بود .منم که برای خوردن صبحونه منتظره خاله الهه بودم میزرو آماده کردم اما نه من فهمیدم چی خوردم نه اون ،ماشالانه شما گذاشتی نه سپهر. امروز کلاّ بهانه گیری می کردی .یه بارم وقتی می خواستی سینه خیز بری با سر خوردی زمین ،که کلی عصابم رو به هم ریخت وطفلکی الهه هم ،همینطور ،چون دخمل خاله که الان ...
21 فروردين 1392

مسافرت

تعطیلات نوروز دختر گلم امسال نوروز در اصل سومین مسافرتت بود . اولین بار رفتیم قم،دومین بار رفتیم شیراز وقشم، سومین بار هم که ایام عیدنوروزرفتیم ماسوله، کیاشهر،رامسر ونوشهر شهرهای شمال رو گشتیم .این مسافرت روباخاله مریم بودیم وخاله پریسا هم اومد.توی راه دخمل خوبی بودی اما هرجا ترافیک بود بی قراری می کردی. همش میخواستی دست به دنده ماشین بزنی .جالب اینکه اولین بار بود که همش میخواستی بری پشت فرمون بغل بابا.مسافرت خوبی بود من که اصلا دلم نمی خواست برگردیم اما به هر حال بابا باید می رفت سرکار.سیزده به در هم همه گی رفتیم سد لتیان تو لواسون.مامان بزرگ غذا درست کرده بود خیلی خوب بود شماهم کلی دوست داشتی.اونجا خانواده ها یی که بودن ...
20 فروردين 1392

عیدت مبارک

قربونت برم الهی که انقدر زیبایی       سلام دختر قشنگم عشقم عمرم زندگی این چند وقته توایام عید نشد وبلاگتو بروز کنم .اما مامان قول میده دیگه زود زود برات بنویسه.امسال سال تحویل با حضورت یه حال وهوای دیگه ای واسه ما داشت . چون که سه نفر بودیم وخوشحالیمون درکنار تو بی وصف بود. کمی قبل از سال جدید بابا ازسرکاراومد خونه و نهارخوردیم وهمه گی آماده شدیم، کنارسفره نشستیم ومنتظر بهار شدیم.شما کلی خوشگل شده بودی. وقتی سال تحویل شد بابا چند آیه ازقرآن خوند .کلی خوشحالی کردیم .شما هم همش میخندیدی و شیطنت میکردی .بابایی ازلای قرآن عیدی من وشماروداد.انقده بامزه شده بودی همش میخواستی پول رو ازدست بابا چن...
17 فروردين 1392

لالایی

بخواب آروم تو آغوشم، نکن هرگز فراموشم بخواب آروم کنار من، تو پاییز و بهار من لالا لالا تو مثل ماه، بخواب که شب شده کوتاه لالا لالا گل گندم، نشی تو بی قراری گم لالا لالا گل مریم، چشات رو هم میره کم کم لالا لالا گل یاسم، ازت میخونه احساسم لالا لالا گل پونه، عزیزنم رفته از خونه لالا لالا گل زردم، ببین بی تو پر از دردم بخواب آروم تو آغوشم، نکن هرگز فراموشم بخواب آروم کنار من، تو پاییز و بهار من لالا لالا گل پونه، عزیزنم رفته از خونه لالا لالا گل زردم، ببین بی تو پر از دردم ...
1 فروردين 1392